دکتر حسابی

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت :

شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم .

می خواهم در روستایمان معلم شوم .

دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هوا کنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی

تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند.


روحــــش شــــاد

چقدر خنده داره....

چقدر خنده داره که
یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست
ولی ۹۰ دقیقه بازی فوتبال مثل باد میگذره

چقدر خنده داره که
صد هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه
اما وقتی با همون پول خرید میریم مبلغ ناچیزیه

چقدر خنده داره که
یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد
اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره
.



چقدر خنده داره که
وقتی میخوایم عبادت و دعا کنیم ، چیزی یادمون نمیاد که بگیم
اما وقتی میخوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم

چقدر خنده داره که
خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته
اما خوندن صد سطر از پرفروش ترین کتاب رمان دنیا آسونه

چقدر خنده داره که
برای عبادت و کارهای مذهبی وقت کافی در برنامه روزمره پیدا نمیکنیم
اما بقیه برنامه ها رو سعی میکنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام دهیم

چقدر خنده داره
شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور میکنیم
اما سخنان قرآن رو به سختی باور میکنیم

چقدر خنده داره
همه مردم میخوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد داشته باشند
و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت بروند

چقدر خنده داره …….اینطور نیست ؟
دارید میخندید ؟ ……….دارید فکر میکنید ؟
این حرفها رو به گوش بقیه هم برسونید
و از خداوند سپاسگزار باشیم . که او خدای دوست داشتنیست